
نگارنده ی این بلاگ،نگران است...بزرگترین افتخارش این است که هر موقع فهمید که اشتباه میکند طرز تفکرش را تغییر داد،اما هیچ گاه به خاطر خوشامد دیگران نظر خود را تغییر نداد.
بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
بودا به دهی سفر كرد . زنی كه مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی
باشد . بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانهی زن شد . كدخدای دهكده هراسان خود را به
بودا رسانید و گفت : «این زن، هرزه است به خانهی او نروید » بودا به كدخدا گفت :
« یكی از دستانت را به من بده» كدخدا تعجب كرد و یكی از دستانش را در دستان بودا
گذاشت . آنگاه بودا گفت : «حالا كف بزن» كدخدا بیشتر تعجب كرد و گفت:
« هیچ
كس نمیتواند با یك دست كف بزند»
بودا
لبخندی زد و پاسخ داد : «هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این
كه مردان دهكده نیز هرزه باشند . بنابراین مردان و پولهایشان است كه از این زن،
زنی هرزه ساختهاند .»
معرفی فیلم:
Apocalypto
این فیلم رو هم عجیب دوست میدارم،از اون فیلماس
که دیدنش خستتون نمیکنه،فیلم درباره ی قوم بسیار باهوش مایاست،درباره ی رسم
و رسوماتشون و عقایدشون،درباره ی این قوم فقط همین را بدانید که تقویمی که n سال
پیش تدوین کردن هنوز کاربرد داره و فقط مثله اینکه هر
سال 1.2 ثانیه( یا همچین چیزایی) اشتباه میکنه...این قوم حتی با موجودات
سیاره های
دیگه ارتباط داشته و در نگاره های روی دیواراشون این جور چیزا زیاد پیدا
میشه...خلاصه اینکه دیدنش خالی از لطف نیست،کارگردان فیلم جناب مل گیبسون
میباشد
که همگی او را در هیئت بازیگر حداقل یک بار دیده اید...فیلم اون زمان که
اومد تو
چندین رشته کاندید اسکار شد،یادم نیست چندتا شو برد،ولی یادمه تو رشته
موسیقی متن
هم کاندید شده بود که آهنگسازش هم اتفاقا یه ایرانی بود.درضمن فیلم بازیگر
مشهور نداره و از افراد بومی منطقه استفاده کردند که واقعا کار عظیمیه...

معرفی کتاب:
ارابه ی خدایان
بحث از قوم مایا شد حیفم اومد این کتاب رو اینجا معرفی نکنم،این کتاب هم کلا به صورت خیلی علمی و دقیق به دانش انسان های اولیه و تمدن های چند هزار سال پیش پرداخته که یکی از اون ها قوم مایاست،کلی عکس جالب هم داره که با دیدنش کف بر میشید،مثلا تصویر یه فضانورد روی دیوار که مربوط به چند هزار سال پیشه و... خلاصه اینکه میخواد بگه گذشتگان چندین بار دانش الان ما رو داشتند ولی بر اثر حوادثی نابود شدند...تو نسخه ترجمه شده به فارسی یه مقدمه هست که مرحوم پرفسور هشترودی نوشتند که واقعا دوست داشتنیه،نسخه ای که من دارم مال سال 51 خورشیدیه،نمی دونم هنوز چاپ میشه یا نه ولی نسخه های قدیمیش تو انقلاب به راحتی گیر میاد...راستی نویسنده کتاب "اریک ون دنیکن"ه...

-------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت1: پرفسور محسن هشترودی یکی از نوابغ معاصر ایران بودند که به جرم لائیک بودن آنچنان که شایسته ی ایشان است در بین مردم شناخته نشدند،بعدا اگر عمری بود یه بیوگرافی از این استاد گرانقدر در همین جا می نویسم.
پی نوشت 2: اونهایی که مقداری عقایدشون سسته حالا حالا ها سراغ این کتاب نرن،از ما گفتن بود.
پی نوشت3:دیروز عصر با بهزاد نشستیم فیلم "تسویه
حساب" رو دیدیم،این تهمینه میلانی هم گندشو درآورده،خودمون کم غصه داریم،باید
کلی هم غصه دخترای فراری رو بخوریم...بابا این قلب با باطری کار میکنه،چرا نمی
فهمید؟؟؟ اگه من نبودم بهزاد 2-3 بار خودشو کشته بود 
پی نوشت 4:دیشب دوباره Social Network رو دیدم و از توش این جمله رو درآوردم :
"دانشجو های هاروارد بر این باورند که اختراع یه شغل بهتر از پیدا کردن یه شغله"
من که کلی باهاش حال کردم،شما رو نمی دونم.
پی نوشت 5:خیلی وقت بود تو فیس بوک پوکر بازی نکرده بودم،دیشب از ساعت 1 شب تا 7 صبح نشستم پاش،کلی چیپس نصیبم شد،هرکی خواست بگه واسش بفرستم...
پی نوشت6:از شنبه باید دوباره برم دانشگاه،اصلا
نفهمیدم این تعطیلات یه هفته ای کی تموم شد 
پی نوشت7:اگه ضرب المثلی شنیدید که میگفت:"یارو جنبه ی پی نوشت نداره" ، بدونید که منشا ضرب المثل منه بی جنبه هستم 
طبقه بندی: حکایت، معرفی فیلم، معرفی کتاب،
تبلیغات