
نگارنده ی این بلاگ،نگران است...بزرگترین افتخارش این است که هر موقع فهمید که اشتباه میکند طرز تفکرش را تغییر داد،اما هیچ گاه به خاطر خوشامد دیگران نظر خود را تغییر نداد.
بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
خیلی از چیزهایی که قبلا به نظرم 100 درصد درست بودن الان واسم مسخره جلوه میکنن ،تا چند سال پیش فکر می کردم علاقه داشتن به کاری که میکنی و چیزی که میخونی خیلی مهم و پیش برنده است اما الان که از یه ذره بالاتر نگاه میکنم میبینم چه تفکر مزخرفی داشتم،علاقه به کار و رشته تو این خراب شده اصلا معنی نداره،فکر میکردم که به هر کی خوبی کنی خوبی میبینی،فکر میکردم خیلی بیشتر از چیزی که فکر می کنم آدم سالم وجود داشته باشه...فکر میکردم که درست فکر میکنم اما فقط فکرشو میکردم...
بر خلاف تفکراتم که آپدیت و مدرن شدن،علایقم کلاسیک شدن ،آهنگای کانتری قدیمی گوش می کنم.دوباره با حافظ آشتی کردم و اون رو کاشف هر رازم میدونم،رو آوردم به دیدن فیلم های دهه ی 50 میلادی، نسبت به هنرپیشه های زن فیلمای قدیمی که لباسای گشاد و پفی می پوشن احساس علاقه میکنم، چشمام رو می بندم و خودم رو تو قرن گذشته تصور میکنم و خودم رو میذارم جای کسایی که برای اولین بار با چیزایی مثله تلویزیون و تلگرام و راه آهن آشنا شدن...
این روزها دچار بحران تصمیم گیری شدم،حتی واسه بیرون رفتن از خونه هم کلی سبک سنگین میکنم،دلم واسه اون امیری که آزاد و دایورتی تصمیم می گرفت تنگ شده،احساس می کنم این چند وقته علاوه بر اون یه دونه موی سفیدی که گوشه ی چپ سرم دراومده و یه عالمه با اون تو خونه ننه من غریبم بازی درآوردم ذهنم هم پیر و محتاط شده،همه چی رو از n تا زاویه نگاه میکنم تا مبادا دوباره اشتباه کنم،خلاصه بگم که عقلم رو نشوندم رو اورنگ و به ماتحتِ احساستم زدم اردنگ...
امشب از اون شباست که زده به سرم و چرت و پرت ول میدم اما باور کنید یه چیزی داره تو ذهنم لگد میزنه و جا به جا میشه،فکر کنم مغزم حامله شده،تصمیم گرفتم واسه این بچه یه اسم انتخاب کنم،هر چی فکر میکنم میبینم هیچ اسمی مناسب تر از تجربه واسش پیدا نمی کنم....
------------------------------------------------------------
پی نوشت 1 : دیروز جایی بحث عشق و عاشق شدن بود و متوجه شدم که خیلی ها هنوز فرق عاشق شدن و عادت کردن رو درک نمی کنن...
پی نوشت 2: از کسایی که واسه جلب توجه دیگران هر حرفی رو میزنن متنفرم،یعنی یه لحظه فکر نمی کنن که این حرفا شاید مناسب اون محیطی که توش هستن نباشه...
پی نوشت 3: احساس می کنم به بچه های دانشکده عادت کردم...پویا،پدرام،سعید،متین،امین،احسان،جواد و ... همگی افرادی هستن که دیگه بودنشون واسم مهم شده.
پی نوشت 4: آخ که چی میشد زندگی من فقط یه بار دکمه ی undo داشت...
پی نوشت 5 :کوچه به کوچه راه میروم و تمام نمیشود امشب//من و لبخند در جواب رهگذری که ، ساعت داری؟؟
طبقه بندی: دلنوشت،
Nader and Simin,A separation
بعد از کلی برنامه ریزی بالاخره تونستم جدایی نادر از سیمین رو ببینم،به جرئت می تونم بگم این و درباره ی الی بهترین فیلم های ایرانی بودند که تو این دهه ی اخیر دیدم،هر جفتشون هم ساخته ی کارگردان تواناییه که قبل از این دو ، فیلم چهارشنبه سوری را روی پرده برد و به کلی ذائقه ی فیلم بینی ما رو عوض کرد...
فیلم های فرهادی از تویِ تویِ تویِ جامعه نشات میگیره،کاملا باور پذیره،یه ذره ناهماهنگی با واقعیت توش نمی تونی پیدا کنی،از همون دقایق ابتدایی فیلم با کاراکترای فیلم همراه میشی و پا به پای اونا تو افت و خیز لحظات حرص میخوری تا اینکه فیلم تموم شه،حتی نمی تونی از دیدن تیتراژ پایانی فیلم دست بکشی و تا آخر تیتراژ رو هم نگاه میکنی ،اون موقع هم باز دلت رضا نیست که پاشی ولی چاره ای نداری...
فیلمای فرهادی اخلاقیات رو به چالش میکشه،کسانی که سالم و درستکار بودن تو شرایطی قرار میگیرن که به خاطر مصلحت خودشون مجبور میشن دروغ بگن و با وجدان خودشون کنار بیان،بعد یه ذره شک کنن،تو دو راهی درستی و نادرستی قرار بگیرن و ... تو "جدایی نادر از سیمین" هم همینطوره...
همه ی ما تو زندگی با موقعیتی مواجه شدیم که بعد از اون ده ها بار به خودمون گفتیم غلط کردم و کاش این کار رو نمی کردم،تو فیلمای فرهادی به خصوص درباره ی الی این موقعیت رو با تموم وجود حس میکنید...
تو فیلمای فرهادی نتیجه گیری به عهده ی مخاطبه و من عاشق این کارشم،چون باعث میشه ذهنت تا مدت ها پس از اتمام فیلم هم درگیر باشه و درباره ی پایان ماجرا حدس بزنه،اصلا می تونی هر جوری دوس داری فیلم رو خودت واسه خودت تموم کنی و یه پایان دلخواه واسش تعریف کنی،مثلا همین که ترمه(یکی از کارکترای جدایی نادر از سیمین) چه تصمیمی میگیره با خودته...
تو فیلمای فرهادی مثله فیلم های چیپ ایرانی خبری از کورس گذاشتن بی ام دبلیوِ محمدرضا گلزار با بنزِ مهناز افشار نیست که بعدش به هم دو تا متلک بندازند و بعد با هم ازدواج کنند و همه چی هپی اند باشه،خبری از خنده های لوس و سخیف جواد رضویان نیست،خبری از صدای معده ی بایرام لودر نیست که ملت با شنیدنش از خنده ریسه برن،تو فیلمای فرهادی مثله فیلمای پرخرج هالیوودی خبری از جلوه های ویژه سنگین و ترکوندن شونصدتا ماشین نیست،خبری از رنگ و لعاب های چشم نواز نیست...تو فیلمای فرهادی سادگی موج میزنه و همین هم رمز موفقیت کاراشه...
فرهادی کسیه که تو هر جشنواره ای که شرکت می کنه داوران و تماشاچیان رو تحت تاثیر قرار میده چه جشنواره ی فجر باشه چه جشنواره ی برلین...امسال نیز با درو کردن جوایز جشنواره برلین و عوض کردن روند 61 ساله ی این جشنواره این امر را ثابت کرد.
جناب آقای فرهادی؛
دوستت دارم به خاطر تمام چیزهایی که در بالا گفتم و از همه مهمتر به خاطر اینکه باعث شدید من و هم نسلانم به ایرانی بودن خود افتخار کنیم،واقعا ممنونم.




این هم لیست جوایزی که تا الان فیلم جدایی نادر از سیمین برده :
| Berlin International Film Festival | |||
| Year | Result | Award | Category/Recipient(s) |
|---|---|---|---|
| 2011 | Won | Golden Berlin Bear |
International Jury Asghar Farhadi |
| Reader Jury of the "Berliner Morgenpost" |
Asghar Farhadi
|
||
| Silver Berlin Bear |
Best Actor Shahab Hosseini Peyman Moaadi (awarded to to the acting ensemble) |
||
|
Best Actress Leila Hatami Sareh Bayat (awarded to to the acting ensemble) |
|||
| Special Prize of the Ecumenical Jury |
Competition Asghar Farhadi |
||
| Fajr Film Festival | |||
| Year | Result | Award | Category/Recipient(s) |
| 2011 | Won | Audience Award |
Best Film Asghar Farhadi |
| Crystal Simorgh |
Best Cinematography Mahmoud Kalari |
||
|
Best Director Asghar Farhadi |
|||
|
Best Screenplay Asghar Farhadi |
|||
|
Best Sound Recorder Mahmoud Samakbashi |
|||
| Diploma of Honor |
Best Actor in a Supporting Role Shahab Hosseini |
||
|
Best Actress in a Supporting Role Sareh Bayat |
|||
راستی این هم لینک سایته IMDB فیلمه برید توش و بهش 10 بدین تا بتونیم این فیلم رو بفرستیم تو 250 تا فیلم برتر تاریخ :
http://www.imdb.com/title/tt1832382
طبقه بندی: معرفی فیلم،
تبلیغات